عبدالله مستوفى
664
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كه در جلسهء امروز ، كلك قاجاريه را بكنند ، پاپى اينكه موافق قانون است يا مخالف ، نيستند ، و همگى جدا ميگويند اين استعفاء نيست ، استعفا آنست كه شخصى كار را قبول ، و چندى هم متصدى شده ، و بعد استعفا بدهد ! بلكه اين امتناع و ممكن است با مذاكره با آقاى مستوفى الممالك ايشان را وادارند ، كه ترك امتناع نمايند ! مدرس عبث دو سه مرتبه نطق كرد . حتى گفت ، به من بگوئيد ببينم فرمول استعفاء چه بايد باشد ؟ آقاى مستوفى الممالك ، هم آن روز شفاها و هم پريروز و هم امروز ، بوسيلهء دو نامه استعفاى خود را اعلام داشته ، و بموجب نظامنامه ، انتخاب رئيس بر هر كارى مقدم است . ولى اين حرفها بخرج نرفت ، و آقايان با يك پاشو و بنشين اين بيانات منطقى را نشنيده گرفته ، و استعفاى صريح را استعفاء ندانستند ، و وارد دستور روز يعنى بقيهء گزارش كميسيون عرايض كه پريروز به علت بلندن شدن صداى تير ، نيمهكاره مانده بود شدند . در اين دو روزه قانوندانهاى طرفدار پهلوى ، دور هم جمع شده رأى آقاى حائرى - زاده را عملى كردند ، و ماده واحدهاى ، با دو فوريت ساخته و پرداخته و تمام وكلاى طرفدار هم در خارج آن را پذيرفته حتى ذيل رونوشت آن را هم امضاء كرده به پهلوى سپرده بودند بشرح ذيل : مادهء واحده - « مجلس شوراى ملى ، بنام سعادت ملت ، انقراض سلطنت قاجاريه را اعلام نموده ، حكومت موقتى را ، در حدود قانون اساسى و قوانين موضوعهء مملكتى ، به شخص آقاى رضا خان پهلوى واگذار مىنمايد . تعيين تكليف حكومت قطعى موكول به نظر مجلس مؤسسان است ، كه براى تغيير مواد 36 و 37 و 38 و 40 متمم قانون اساسى ، تشكيل مىشود . » آقايان همينكه موضوع عدم استعفاى مستوفى الممالك را به اعتقاد خود با يك برخاست و نشست ، حل كردند ، شيخ جلال نهاوندى گفت : راجع بدستور روز ، مادهء واحدهاى از طرف عده زيادى از وكلا با قيد دو فوريت ، پيشنهاد شده است ، جزو دستور شود . مخالفى نبود ، زيرا مخالفين خبرى از اين ماده نداشتند . مادهء ساخته و پرداخته فوق الذكر قرائت شد . مدرس گفت : اخطار قانونى دارم . تدين كه مانند نايب رئيس مجلس را اداره ميكرد گفت مادهاش را بفرمائيد . مدرس گفت : مادهاش اين است كه خلاف قانون اساسى است . تدين گفت : در موقعش ( ؟ ) صحبت بفرماييد . مدرس گفت بر خلاف قانون اساسى است ، و نميشود مطرح كرد ، و از جا برخاست ، و در حال خروج اضافه كرد « صد هزار رأى هم بدهيد ، خلاف قانون است » البته اين تعرض مدرس ، جلو آقايان را نگرفت ، و بفوريت آن رأى گرفتند ، و تصويب شد . مخالفينى كه در اين جلسه از هيچچيز ، حتى تيرغيب هم ، پروا نكرده ، و حرف خود را مرد مردانه ، زدهاند ، غير از سيد حسن مدرس كه حاضر براى اينكه در حضور او